ابراهيم رفعت باشا ( مترجم : هادى انصارى )

401

مرآة الحرمين ( سفرنامه حجاز و تاريخ و جغرافياى راهها و بقاع متبركه آن ) ( فارسى )

در اين استراحتگاه ، حوضى قرار داشت كه بدان « بركه زبيده » مىگفتند . اين حوض داراى ساختمان محكم و استوارى به شكل مربع بود كه طول ضلع آن پنجاه متر و عمقى حدود سه متر داشت و در كنار اين حوض بركه‌هايى قرار داشت كه به وسيلهء آب باران پر مىگرديد . اين بركه‌ها آنچنان به هم اتصال داشت كه شباهتى به جوى آب پيدا كرده بودند . در اطراف بركه‌ها ، درختان فراوانى از نوع اقاقيا و سدر روييده بود . در اين منطقه دزدانى از اعراب عتيبه وجود داشتند كه خداوند ما را از شرّ آنان محفوظ نگاه داشت و چيزى از ما را نربودند . بعد از ظهر ، گرماى هوا شدت يافت ؛ به طورى كه از چهارپايان ما ، اسبى خفه شد و از پاى درآمد . روز ششم ، در روز سه‌شنبه ، چهارم محرم ، در ساعت يازده بعد از ظهر ، بركه را به سوى شمال غربى ترك نمود و در دشتى هموار به حركت درآمديم . در اين مسير از سه تنگهء سنگى سخت عبور كرديم كه هر يك از آنها را در مدت يك ربع ساعت طى نموديم . سپس در ساعت يازده و بيست دقيقهء ظهر به استراحتگاه « الغدير » و يا « المكر و المكير » رسيديم . در اين استراحتگاه به وقت ظهر ، ساعتى را استراحت كرديم و پس از آن گرماى شديدى آغاز گرديد . در اين استراحتگاه آب فراوانى وجود داشت كه از آب باران به وجود مىآمد و نيز در آن علوفه و كاه و كره و گوسفندان و هيزم به فروش مىرسيد . زمينهاى آن حاصلخيز بود كه اين استراحتگاه يك ساعت و نيم با استراحتگاه « حاذا » فاصله داشت . روز هفتم ، در ساعت دوازده و نيم بعد از ظهر ، از روز چهارشنبه پنجم محرم از منطقهء « غدير » يا « مكر و المكير » حركت كرديم و دو ساعت و نيم در سمت شرق ، راه طى نموديم . آنگاه يك ساعت و نيم در سمت شمال شرقى رفتيم و سپس شش ساعت را به سوى شمال به حركت ادامه داديم . در ساعت يازده و نيم ظهر به استراحتگاه « الهضاب » رسيديم . در ميان راه به هنگام ظهر ساعتى استراحت كرديم . بنابراين مسير در ده ساعت طى گرديد كه پنج ساعت نخستين آن را در دشتى نمكى پيموديم كه اگر بارانى مىباريد ، بر اثر سستى زمين ، گام برداشتن در آن سخت مىگرديد و در پنج ساعت دوّم زمين هموار گشت و كوهها در اطراف دشت وسيعى قرار گرفت . در استراحتگاه « هضاب » شترهايى به